الشيخ محمد السند ( مترجم وتقرير : كاشانى )
64
شيوه هاى نوين عزادارى بدعت يا سنت ؟
نشأت مىگيرد ، كه در پى آن نفس انسان به آن اذعان كرده و آثارى بر آن مترتب كند و آن را مبناى كارهايش قرار دهد . خرافه و شعائر در دو جهت متقابل اكنون كه معناى خرافه روشن شد مىگوييم : شعائر دينى و خرافه در دو نقطه كاملا متضاد قرار دارند و به هيچ وجه امكان ندارد شعائر دين خرافه باشد ، همانطور كه هيچ خرافهاى ممكن نيست شعيره دين محسوب شود ، و موردى نيست كه عنوان شعائر با خرافه جمع شود . زيرا : شعائر - همانطور كه سابقا توضيح داديم - عبارت است از علامت و علم و نشانه براى يكى از معانى دينى ، و به خصوص علامتى براى ابراز يكى از شوون عزاى سالار شهيدان عليه السلام . بطلان و خرافه و غير واقعيت آيا در خود اين علامت و شعيره است ، يا در آن معنى و مفهومى كه اين شعيره ما را به آن منتقل مىكند ؟ بطلان و خرافه در علامت به معنى علامت نبودن و دلالت نداشتن آن چيزى است كه به عنوان علامت شناخته شده ، و چنين فرضى با حقيقت شعائر منافات دارد ، يعنى اگر دلالتى نداشته باشد ، شعيره و علامت نخواهد بود و سالبه منتفى به انتفاء موضوع است . پس نمىشود كه چيزى هم شعيره باشد و هم خرافه . مگر اينكه آن معنى و مدلولى كه اين شعيره ما را به آن منتقل مىكند باطل و غير واقعى فرض شود . ولى ما گفتيم كه آن معنى يكى از معانى ثابته و حقيقى دين حنيف و يا يكى از شؤون عزاى سرور بهشتيان